سلام بچه ها

پدر آقای آخوندی در بستر بیماری هستند

برای بهبودیشان  دعا کنید

با تشکر



تاريخ : دوشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۲ | 22:4 | نویسنده : رضا ابویی |


سلام بچه ها

تو این قسمت میتونید خاطرات دوران دانشجویی را مطرح کنید

و یا کلا در مورد دوران دانشجویی بحث  کنید...



تاريخ : دوشنبه هجدهم آذر ۱۳۹۲ | 22:7 | نویسنده : رضا ابویی |

 

بچه ها

دل خسته ام ، دل خسته از خیلی ها------خیلی دلم گرفته از لیلی ها

نبود 9 ماه دیگه

هم کار هم خدمت هم امورات زندگی

دل خسته ام.................



تاريخ : جمعه یکم اسفند ۱۳۹۳ | 21:43 | نویسنده : محمد شایق |
 
مادر داماد :عروس خانم بغیر از خیاطی
چه کار دیگه ای بلده؟
مادر عروس: شستشو ....
دخترم میتونه در عرض 10 ثانیه
کل خانوادتون رو بشوره بذاره کنار.....


تاريخ : جمعه دوازدهم دی ۱۳۹۳ | 13:2 | نویسنده : رضا ابویی |

دختری با پدرش میخواستند از یک پل چوبی رد شوند.

پدر رو به دخترش گفت: دخترم دست من را بگیر تا از پل رد شویم. 

دختر رو به پدر کرد و گفت: من دست تو را نمیگیرم تو دست مرا بگیر. 

پدر گفت: چرا؟ چه فرقی میکند؟

مهم این است که دستم را بگیری و با هم رد شویم.  

دخترک گفت: فرقش این است که اگر من دست تو را بگیرم

ممکن است هر لحظه دست تو را رها کنم،  

اما تو اگر دست مرا بگیری هرگز آن را رها نخواهی کرد!! 

 این دقیقا مانند داستان رابطه ما با خداوند است؛

هر گاه ما دست او را بگیریم ممکن است

با هر غفلت و ناآگاهی دستش را رها کنیم،  

اما اگر از او بخواهیم دستمان را بگیرد،

هرگز دستمان را رها نخواهد کرد!!!



تاريخ : پنجشنبه چهارم دی ۱۳۹۳ | 11:43 | نویسنده : رضا ابویی |



تاريخ : پنجشنبه چهارم دی ۱۳۹۳ | 11:18 | نویسنده : رضا ابویی |

 

خانمي با لباس کتان راه راه وشوهرش با کت وشلوار دست دوز و کهنه در شهر بوستن از قطار پايين آمدند و بدون هيچ قرار قبلي راهي دفتر رييس دانشگاه هاروارد شدند.

منشي فوراً متوجه شد اين زوج روستايي هيچ کاري در هاروارد ندارند و احتمالاً اشتباهی وارد دانشگاه شده اند.
مرد به آرامي گفت: «مايل هستيم رييس را ببينيم.»

منشي با بي حوصلگي گفت: «ايشان امروز گرفتارند.»

خانم جواب داد: « ما منتظر خواهيم شد.»

منشي ساعتها آنها را ناديده گرفت و به اين اميد بود که بالاخره دلسرد شوند و پي کارشان بروند. اما اين طور نشد ...



تاريخ : پنجشنبه بیستم آذر ۱۳۹۳ | 16:4 | نویسنده : رضا ابویی |

کلمه ها بر احساسها و اندیشه ها تاثیر می گذارند
احساسها بر افکار و کلمه ها مؤثرند
اندیشه ها بر کلمه ها و احساسها تاثیر می گذارند


بگوییم : از اینکه وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشکرم
نگوییم : ببخشید که مزاحمتان شدم

بگوییم : در فرصت مناسب کنار شما خواهم بود
نگوییم : گرفتارم

بگوییم : راست می گی؟ راستی؟
نگوییم : دروغ نگو

بگوییم : خدا سلامتی بده
نگوییم : خدا بد نده

بگوییم : هدیه برای شما
نگوییم : قابل ندارد

بگوییم : با تجربه شده
نگوییم : شکست خورده

بگوییم: قشنگ نیست
نگوییم : زشت است

بگوییم: خوب هستم
نگوییم: بد نیست

بگوییم : مناسب من نیست
نگوییم : به درد من نمی خورد

بگوییم : با این کار چه لذتی می بری؟
نگوییم : چرا اذیت می کنی؟

بگوییم : شاد و پر انرژی باشید
نگوییم : خسته نباشید

بگوییم: من
نگوییم: اینجانب

بگوییم: دوست ندارم
نگوییم: متنفرم

بگوییم: آسان نیست
نگوییم: دشوار است

بگوییم : بفرمایید
نگوییم : در خدمت هستم

بگوییم : خیلی راحت نبود
نگوییم : جانم به لبم رسید

بگوییم : مسئله را خودم حل می کنم
نگوییم : مسئله ربطی به تو ندارد


تلاش کنید

تلاش کنید همان گونه باشید که می گویید.

تلاش کنید همان گونه رفتار کنید که از دیگران انتظار دارید.

تلاش کنید همان گونه رفتار کنید که گرفتار عذاب وجدان نشوید.

تلاش کنید تا راست گویی و صداقت عادت شما شود.

تلاش کنید همیشه دنبال یادگیری باشید.

تلاش کنید با پیدا کردن دوستان جدید دوستان قدیمی را هم حفظ کنید.

تلاش کنید برای خوب کار کردن خوب هم استراحت کنید.

تلاش کنید همیشه برای اطرافیانتان جذاب باشید.

تلاش کنید اگر از کسی رنجیده اید، با خود او صحبت کنید، نه پشت سر او.

تلاش کنید وقتی به موفقیتی می رسید، آنهایی که در این راه به شما کمک کرده اند را فراموش نکنید.

تلاش کنید تا عهدی شکسته نشود و اگر هم می شکند ،شما نباشید.

تلاش کنید تا باور کنید دیگران وظیفه ای در قبال شما ندارند و عامل سعادت یا شقاوت هر کس خود اوست.

تلاش کنید قدردان لطف دیگران باشید و با رفتار و گفتارتان آنها را از محبت پشیمان نکنید.

تلاش کنید به هر چیز آنقدر بها بدهید که استحقاقش را دارد.

تلاش کنید دنیا را با زیبایی هایش ببینید.



تاريخ : دوشنبه سوم آذر ۱۳۹۳ | 20:17 | نویسنده : |

این توصیه ها را یک مشاور روانشناس برایم گفته است؛ آنقدر جالب بودند که بد ندیدم به شما هم منتقلشان کنم.

وقتی مردی شما را بخواهد، هیچ چیز نمی تواند جلوی او را بگیرد.

اگر شما را نخواهد، هیچ چیز نمی تواند نگهش دارد.

دست از بهانه گیری برای یک مرد و رفتار او بردارید.

هیچوقت خودتان را برای رابطه ای که ارزشش را ندارد تغییر ندهید.

رفتار آرامتر همیشه بهتر است.

قبل از اینکه بفهمید واقعاً چه چیز خوشحالتان می کند، با کسی ارتباط برقرار نکنید.

اگر رابطه تان به این خاطر که مردتان آنطور که لیاقتش را دارید، با شما رفتار نمی کند، به اتمام رسید، هیچوقت سعی نکنید که با هم دو دوست معمولی باشید.

یک دوست با دوست خود بدرفتاری نمی کند.

پاگیر نشوید. اگر فکر می کنید که شما را در حالت تعلیق نگه داشته است، مطمئن باشید که حتماً اینکار را کرده است.

هیچوقت به خاطر اینکه فکر می کنید گذر زمان ممکن است اوضاع را بهتر کند، در یک رابطه نمانید. ممکن است یکسال بعد به خاطر اینکار از خودتان عصبانی شوید، چون اوضاع هیچ تغییری نکرده است.

تنها کسی که در رابطه می توانید کنترلش کنید، خودتان هستید.

از مردانی که پیش از ازدواج تقاضای رابطه جنسی میکنند دوری گزینید.

برای رفتاری که با شما دارد، حد و مرز بگذارید.

اگر چیزی ناراحتتان می کند، حتماً با او درمیان بگذارید.

هیچوقت اجازه ندهید، طرفتان همه چیزتان را بداند. ممکن است بعدها بر ضد شما از آن استفاده کند.

شما نمی توانید رفتار هیچ مردی را تغییر دهید. تغییر از درون ناشی می شود.

هیچوقت نگذارید احساس کند او از شما مهمتر است...حتی اگر تحصیلات یا شغل بهتری نسبت به شما داشته باشد. او را به یک بت تبدیل نکنید.

او یک مرد است، نه چیزی بیشتر، و نه کمتر.

اجازه ندهید مردی هویت و وجود شما را توصیف کند.

هیچوقت مرد کس دیگری را هم قرض نگیرید.

اگر به کس دیگری خیانت کرد، مطمئن باشید که به شما هم خیانت خواهد کرد.

مردها طوری با شما رفتار می کنند که خودتان اجازه می دهید رفتار کنند.

همه مردها بد نیستند.

نباید فقط شما همیشه انعطاف از خودتان نشان دهید...هر مصالحه ای دو جانبه است.

بین از دست رفتن یک رابطه و شروع یک رابطه جدید، به زمانی برای ترمیم و التیام نیاز دارید....قبل از شروع کردن یک رابطه تازه، مسائل قبلیتان را باید به کل فراموش کنید.

هیچوقت نباید دنبال کسی باشید که مکمل شما باشد. یک رابطه از دو فرد کامل تشکیل می شود. دنبال کسی باشید که مشابهتان باشد نه مکملتان.

شروع رابطه و قرار ملاقات با اشخاص مختلف جهت یافتن بهترین فرد خوب است. نیازی نیست که با هر کس که دوست می شوید همان فرد موردنظر شما برای ازدواج باشد.

کاری کنید که بعضی وقت ها دلش برایتان تنگ شود. وقتی مردی همیشه بداند که کجا هستید و همیشه در دسترسش باشید، کم کم نادیده تان می گیرد.

هیچوقت به مردی که همه آن چیزهایی که از رابطه می خواهید را به شما نمی دهد، به طور کامل متعهد نشوید.

این مطالب را برای بقیه خانم ها هم مطرح کنید.

بااینکار لبخند به لبان بعضی ها می آورید، بعضی ها را درمورد انتخابشان به فکر می اندازید و خیلی های دیگر را هم آماده می کنید.

می گویند یک دقیقه طول می کشد که یک فرد خاص را پیدا کنید، یک ساعت طول می کشد که او را تحسین کنید، یک روز تا دوستش بدارید و یک عمر تا فراموشش کنید.


تاريخ : دوشنبه سوم آذر ۱۳۹۳ | 20:9 | نویسنده : |

ذهن زنان و ذهن مردان، تفاوت های زیادی دارد. آدم های موفق سعی می کنند این تفاوت های را بشناسند ، به رسمیت بشناسند و در زندگی حواس شان به این تفاوت ها باشد.

یکی از این تفاوت های مهم "دیوار حائل" است. همسران بهتر است با این تفاوت مهم آشنا شوند چرا که بسیاری از دعواها و اختلافات ریشه در این تفاوت دارد.

در ذهن مردها ، بین فضای زندگی خانوادگی و فضای کاری ، یک دیوار حائل وجود دارد. معنایش این است که وقتی مردی در محیط کارش هست ، فقط در محیط کارش هست! یعنی نمی تواند در همان زمان نسبت به خانواده واکنش عاطفی داشته باشد و مثلاً وقتی همسرش به او زنگ می زند، نمی تواند همانند یک شوهر مهربان با او مکالمه کند.

حتی وقتی یک مرد در خانه مشغول کارهای اداری اش هست ، باز سر و کله این دیوار پیدا می شود و بین کار و خانواده اش حائل می شود. بدین ترتیب وقتی سر او در پوشه های اداری است یا در رایانه اش پیگیر امور کاری اش است، نمی تواند نقش پدر یا همسر را به خوبی ایفا کند و همه اش هم تقصیر آن دیوار حائل است.

در ذهن زنان اما، خبری از دیوار حائل نیست. یک زن برخلاف مرد، این توانایی را دارد که همزمان کار اداری اش را انجام دهد و همزمان همسر و مادری باشد که گویا کار اداری ندارد.
در واقع ذهن زنان به آنها اجازه می دهد که در آنِ واحد، دو نقش کاری و خانوادگی را مدیریت کنند.


به طور خلاصه ، مردها در ذهن خود ، یک اتاق کار دارند و یک اتاق خانواده. اما زنان یک اتاق بزرگ دارند: اتاق کار و خانواده.

زنانی که این واقعیت را می دانند، همواره حواس شان به این هست که شوهرشان در کدام اتاق است. مثلاً اگر مرد مشغول کار است و او را صدا بزنند و مرد چندان توجهی نکند، حمل بر بی مهری او نمی کنند زیرا می دانند که مرد در اتاق کار است، نه در اتاق خانواده. بنابراین رفتارش را حمل بر توجهی به خود نمی کنند.

به همین خاطر است که مردان در تعطیلات و سفرها که به کلی از محیط کار دور می شوند، رفتارهای مطلوب تری دارند.

اگر زنان دیوار حائل را که در ذهن مردان وجود دارد به رسمیت بشناسند، قادر خواهند بود رفتارهای آنان را بهتر تحلیل کنند و از دست شان کمتر ناراحت شوند.



تاريخ : یکشنبه هجدهم آبان ۱۳۹۳ | 10:46 | نویسنده : |

تمرین زیر در نظر اول آسان به نظر می رسد ولی ان قدرها نیز اسان نیست . این تمرین به شما کمک می کند وقتی به یک بد شانسی فکر می کنید یا نگران یک واقعه بد هستید احساسات منفی مناسب و نامناسب را از یکدیگر جدا کنید.
فرق گذاشتن بین نگرانی ،احتیاط و گوش به زنگی مناسب و اضطراب عصبی بودن و وحشت نامناسب . یک اتفاق خیلی بد یا یک بدشانسی بزرگ مثل بیکار شدن ،مجروح شدن در تصادف یا از دست دادن یک عزیز را در نظر بگیرید این اتفاق را خیلی صریح و وا ضح تجسم کنید چه احساسی دارید ؟ چه حرف هایی به خودتان زده اید که چنین احساسی پیدا کرده اید؟
وقتی نگرانی یا احتیاط شما مناسب بوده است مثلا به خودتان گفته اید (( من این بد شانسی را دوست ندارم ولی اگر اتفاق بیفتد با آن کنار می آیم)) (( اگر همسرم به شدت مریض شود یا بمیرد خیلی غم انگیز می شود ولی باز هم زنده هستم و می توانم خوشبخت باشم )) (( اگر بینایی خودم را از دست بدهم اگر چه معلول خواهم شد ولی هنوز چیزهای زیادی هست که از آنها لذت ببرم ))
ولی اگر احساس اضطراب ، عصبی بودن و وحشتزدگی نامناسب را داشته اید دنبال بایدها ،ضمانت ها ، فاجعه سازی ها ،نمی توانم تحمل کنم ها ، تحقیر خودها و احکام کلی زیر بگردید (( اگر بیکار شوم ، چون نباید بیکار شوم هرگز نمی توانم کار خوب دیگری گیر بیاورم و این نشان می دهد که در کل آدم بی عرضه ای هستم )) (( من باید ضمانتی داشته باشم که همسرم نباید بمیرد چون اگر بمیرد طاقت تنهایی را ندارم و برای همیشه بدبخت خواهم شد)) (( هرگز نباید بینایی خودم را از دست بدهم چون اگر کور شوم زندگیم افتضاح و وحشتناک خواهد شد و دیگر هیچ چیزی برایم لذت بخش نخواهد بود ))



تاريخ : یکشنبه هجدهم آبان ۱۳۹۳ | 10:32 | نویسنده : |
قتی افراد با هرگونه مشکلی مواجه می شوند یا شکست می خورند، سرزنش، احساس گناه، تأسف خوردن و اضطراب مقداری انرژی منفی تولید می کند.

تعریف انرژی منفی با اصطلاحات علمی سخت است ولی مسلما هر کسی آن را تجربه کرده است.

این بدان مفهوم نیست که آنها بد یا منفی هستند ولی به این معناست که آنها با منبع درونی انرژی مثبت شان قطع رابطه کرده اند!شاید شما تجربه رفتن به جایی یا بودن با افرادی را دارید که باعث می شوند احساس بدی پیدا کنید؛ احتمالا احساس خستگی بکنید.

گرچه سخت است علت دقیق ناراحتی تان را معلوم کنید ولی به هر حال آن را احساس می کنید. در عوض، امکان دارد شما در کنار بعضی افراد خودبه خود احساس بهتربودن و داشتن آرامش بیشتر بکنید.

این تجربیات اتفاقی نیست؛ اینها نتیجه تبادل مشخص انرژی است. وقتی شخصی انرژی کمی دارد، فقط بودن با فرد دارای انرژی زیاد به او نیرو می دهد، در عین حال از انرژی خود آن شخص اندکی کاسته می شود. انتقال انرژی از شخصی به شخص دیگر موجب برقراری تعادل و توازن می شود.

مثلا اگر شما احساس خوبی دارید و با کسی که احساس بدی دارد ارتباط برقرار می کنید، بعد از مدتی آن فرد احساس بهتری پیدا می کند و احساس خوب شما کمتر خواهد شد. ممکن است این تغییر را خود احساس نکنید ولی طی چند ساعت یا چند روز متوجه می شوید که احساس خوبی ندارید. درک این تشابه به توضیح تبادل انرژی مثبت و منفی که همیش در جریان است، بیشتر کمک می کند.

● وقتی منفی بافی می کنیم چه اتفاقی می افتد



تاريخ : یکشنبه هجدهم آبان ۱۳۹۳ | 10:26 | نویسنده : |

قابل توجه آقایون

بعد بیاین بگین خانوما بلد نیستن پارک کنن

ایول به این خانوم کوچولو



تاريخ : سه شنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۲ | 11:22 | نویسنده : رضا ابویی |

اطلاعات زیر،‌حاصل یك تحقیق بر روی یك گروه میلیونی از دختران ایرانی است كه در آن رابطه‌ی بین سن و معیار ازدواج مورد بررسی قرار گرفته است.

۱۸ الی ۲۰ سالگی: حداقل لیسانس داشته باشد،قدبلند،‌خوش بر و رو،‌ خوش تیپ،‌ خوشمزه!،‌ پولدار،‌دارای ماشین (حداقل 206)،‌ترجیحا خارج رفته.

۲۱ الی ۲۴ سالگی: حداقل فوق دیپلم داشته باشد،‌قد متوسط هم اشكال ندارد، قیافه چندان مهم نیست، تیپ معقولانه، بداخلاق نباشد،‌دارای ماشین (حداقل پراید)، خارج رفته ‌نرفته فرقی ندارد.

۲۵ الی ۲۹ سالگی: مدرك تحصیلی چندان مهم نیست،‌كار داشته باشد كافیست، قدش خیلی كوتاه نباشد ترجیحا، مهم سیرت است نه صورت!، آدم نباید ظاهربین باشد،‌ دست بزن نداشته باشد همین، ماشین نداشت اشكال ندارد ولی قول بدهد بعدا بخرد.

۳۰ الی ۳۵ سالگی: مدرك اصلا مهم نیست فقط سواد خواندن و نوشتن داشته باشد كفایت می‌كند، كار داشته باشد، قدش اصلا اهمیت ندارد،‌مهم فهم و شعور است.

۳۶ الی ۴۰ سالگی: كار داشته باشد كافیست،‌فهم و شعور هم ترجیحا داشته باشد

۴۱ الی ۵۰ سالگی: مذكر باشد كفایت می‌كند!

۵۰ الی آخر: در حال حاضر مشترك مورد نظر در دسترس نمی‌باشد/ نو ریسپانس تو پیجینگ!

- در پایان به پسران محترم و عزیز توصیه می‌شود:
با توجه به بالا رفتن سن ازدواج دختران كه میانگین آن نزدیك به سی سال است ، زیاد خودشان را برای ادامه‌ی تحصیل، مشكل سربازی،خرید منزل،‌ماشین،‌موبایل و غیره اذیت نكنند؛ چرا كه هم عجله كار شیطان است و هم طبق آمار فوق،‌طرف همینجوری از شما راضی است و نیازی به زحمت اضافه نمی‌باشد!



تاريخ : سه شنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۲ | 10:58 | نویسنده : رضا ابویی |



تاريخ : جمعه هجدهم بهمن ۱۳۹۲ | 14:14 | نویسنده : رضا ابویی |
سلام دوستان

اول گلایه، حدود سه هفته نبودم یکیتون حتی ننوشتید این آقای امیدوار کجاست؟ پیداش نیست؟ مهم نیست. این رسم روزگار و آدماشه.

دوم خبر، یه آدرس سایت میدم بهتون که توی آون یه آزمون ویژگی های شخصیتی هست که برا من جالب بود و عین حقیقت رو بهم گفت و اگه دوست داشتین برین سر بزنین.http://iranzehn.com/

سوم اینکه، به خاطر اینکه فهمیدم بود و نبودم توی این وبلاگ فرقی نداره دیگه تصمیم گرفتم مطلب توی وبلاگ نزارم و این آخرین مطلبیه که گذاشتم.

وبلاگ روانشناسی دانشگاه یزد خداحافظ.

آقای ابویی من استعفا دادم. لطفا منو از لیست نویسندگان حذف کنید.

موفق و مؤید باشید.

خداحافظ



تاريخ : پنجشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۲ | 20:30 | نویسنده : رضا ابویی |


هنگام عبور از خيابان
خانم ها
سمت راست را نگاه مي كنند.
سمت چپ را نگاه مي كنند.
از خيابان رد مي شوند.

 

آقايان
        سمت راست را نگاه مي كنند، ماشين مي آيد .
        فاصله ماشين با خودشان را با چشم اندازه مي گيرند و چون همگي راننده هاي قابلي هستند با سرعت وارد خيابان مي شوند .
        راننده به شدت ترمز مي كند.
        مرتيكه مگه كوري؟ (راننده مي گويد)
        در حالي كه از روي ميله هاي وسط خيابان مي پرد مي گويد: كور خودتي گاري چي!
        بدون اينكه سمت چپ را نگاه كند مي دود آن سمت خيابان.
        هنوز هم صداي بوق ماشين هایی كه به خاطر اين آقا ترمز كرده اند به گوش مي رسد.



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۲ | 15:28 | نویسنده : رضا ابویی |



تاريخ : جمعه یازدهم بهمن ۱۳۹۲ | 11:56 | نویسنده : رضا ابویی |

خداوند متعال به حضرت موسي عليه السلام وحي فرمود:
 
اي موسي :  شش چيز در شش موضع قرار دارد و مردم در شش چيز ديگر به دنبال آن مي گردند و هرگز به آن نمي رسند.
 اول –  من راحتي را در بهشت قرار دادم و مردم در دنيا به دنبال آن هستند.
دوم- من علم را در گرسنگي قرار دادم و مردم در سيري بدنبال آن هستند.
سوم- من عزّت را در نماز شب قرار دادم و مردم در ابواب سلاطين بدنبال آن هستند.
چهارم- من بلندي و رفعت و درجه را در تواضع قرار دادم و مردم در تكبّر بدنبال آن هستند.
پنجم- من اجابت دعا را در لقمه حلال قرار دادم و مردم در قيل و قال بدنبال آن هستند.
ششم- من بي نيازي را در قناعت قرار دادم و مردم در زيادي مال و ملك بدنبال آن هستند.  
 



تاريخ : شنبه پنجم بهمن ۱۳۹۲ | 0:5 | نویسنده : رضا ابویی |

آن روز ها گنجشک را رنگ می کردند و جای قناری می فروختند

این روز ها هوس را رنگ می کنند و جای عشق می فروشند

آن روزها مال باخته می شدی

و این روز ها دلباخته . . .



تاريخ : دوشنبه سی ام دی ۱۳۹۲ | 13:48 | نویسنده : رضا ابویی |
  • آریان پی سی
  • مکس گراف