خانمي با لباس کتان راه راه وشوهرش با کت وشلوار دست دوز و کهنه در شهر بوستن از قطار پايين آمدند و بدون هيچ قرار قبلي راهي دفتر رييس دانشگاه هاروارد شدند.

منشي فوراً متوجه شد اين زوج روستايي هيچ کاري در هاروارد ندارند و احتمالاً اشتباهی وارد دانشگاه شده اند.
مرد به آرامي گفت: «مايل هستيم رييس را ببينيم.»

منشي با بي حوصلگي گفت: «ايشان امروز گرفتارند.»

خانم جواب داد: « ما منتظر خواهيم شد.»

منشي ساعتها آنها را ناديده گرفت و به اين اميد بود که بالاخره دلسرد شوند و پي کارشان بروند. اما اين طور نشد ...



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه بیستم آذر 1393 | 16:4 | نویسنده : رضا ابویی |

کلمه ها بر احساسها و اندیشه ها تاثیر می گذارند
احساسها بر افکار و کلمه ها مؤثرند
اندیشه ها بر کلمه ها و احساسها تاثیر می گذارند


بگوییم : از اینکه وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشکرم
نگوییم : ببخشید که مزاحمتان شدم

بگوییم : در فرصت مناسب کنار شما خواهم بود
نگوییم : گرفتارم

بگوییم : راست می گی؟ راستی؟
نگوییم : دروغ نگو

بگوییم : خدا سلامتی بده
نگوییم : خدا بد نده

بگوییم : هدیه برای شما
نگوییم : قابل ندارد

بگوییم : با تجربه شده
نگوییم : شکست خورده

بگوییم: قشنگ نیست
نگوییم : زشت است

بگوییم: خوب هستم
نگوییم: بد نیست

بگوییم : مناسب من نیست
نگوییم : به درد من نمی خورد

بگوییم : با این کار چه لذتی می بری؟
نگوییم : چرا اذیت می کنی؟

بگوییم : شاد و پر انرژی باشید
نگوییم : خسته نباشید

بگوییم: من
نگوییم: اینجانب

بگوییم: دوست ندارم
نگوییم: متنفرم

بگوییم: آسان نیست
نگوییم: دشوار است

بگوییم : بفرمایید
نگوییم : در خدمت هستم

بگوییم : خیلی راحت نبود
نگوییم : جانم به لبم رسید

بگوییم : مسئله را خودم حل می کنم
نگوییم : مسئله ربطی به تو ندارد


تلاش کنید

تلاش کنید همان گونه باشید که می گویید.

تلاش کنید همان گونه رفتار کنید که از دیگران انتظار دارید.

تلاش کنید همان گونه رفتار کنید که گرفتار عذاب وجدان نشوید.

تلاش کنید تا راست گویی و صداقت عادت شما شود.

تلاش کنید همیشه دنبال یادگیری باشید.

تلاش کنید با پیدا کردن دوستان جدید دوستان قدیمی را هم حفظ کنید.

تلاش کنید برای خوب کار کردن خوب هم استراحت کنید.

تلاش کنید همیشه برای اطرافیانتان جذاب باشید.

تلاش کنید اگر از کسی رنجیده اید، با خود او صحبت کنید، نه پشت سر او.

تلاش کنید وقتی به موفقیتی می رسید، آنهایی که در این راه به شما کمک کرده اند را فراموش نکنید.

تلاش کنید تا عهدی شکسته نشود و اگر هم می شکند ،شما نباشید.

تلاش کنید تا باور کنید دیگران وظیفه ای در قبال شما ندارند و عامل سعادت یا شقاوت هر کس خود اوست.

تلاش کنید قدردان لطف دیگران باشید و با رفتار و گفتارتان آنها را از محبت پشیمان نکنید.

تلاش کنید به هر چیز آنقدر بها بدهید که استحقاقش را دارد.

تلاش کنید دنیا را با زیبایی هایش ببینید.



تاريخ : دوشنبه سوم آذر 1393 | 20:17 | نویسنده : یاسر امیدوار |

این توصیه ها را یک مشاور روانشناس برایم گفته است؛ آنقدر جالب بودند که بد ندیدم به شما هم منتقلشان کنم.

وقتی مردی شما را بخواهد، هیچ چیز نمی تواند جلوی او را بگیرد.

اگر شما را نخواهد، هیچ چیز نمی تواند نگهش دارد.

دست از بهانه گیری برای یک مرد و رفتار او بردارید.

هیچوقت خودتان را برای رابطه ای که ارزشش را ندارد تغییر ندهید.

رفتار آرامتر همیشه بهتر است.

قبل از اینکه بفهمید واقعاً چه چیز خوشحالتان می کند، با کسی ارتباط برقرار نکنید.

اگر رابطه تان به این خاطر که مردتان آنطور که لیاقتش را دارید، با شما رفتار نمی کند، به اتمام رسید، هیچوقت سعی نکنید که با هم دو دوست معمولی باشید.

یک دوست با دوست خود بدرفتاری نمی کند.

پاگیر نشوید. اگر فکر می کنید که شما را در حالت تعلیق نگه داشته است، مطمئن باشید که حتماً اینکار را کرده است.

هیچوقت به خاطر اینکه فکر می کنید گذر زمان ممکن است اوضاع را بهتر کند، در یک رابطه نمانید. ممکن است یکسال بعد به خاطر اینکار از خودتان عصبانی شوید، چون اوضاع هیچ تغییری نکرده است.

تنها کسی که در رابطه می توانید کنترلش کنید، خودتان هستید.

از مردانی که پیش از ازدواج تقاضای رابطه جنسی میکنند دوری گزینید.

برای رفتاری که با شما دارد، حد و مرز بگذارید.

اگر چیزی ناراحتتان می کند، حتماً با او درمیان بگذارید.

هیچوقت اجازه ندهید، طرفتان همه چیزتان را بداند. ممکن است بعدها بر ضد شما از آن استفاده کند.

شما نمی توانید رفتار هیچ مردی را تغییر دهید. تغییر از درون ناشی می شود.

هیچوقت نگذارید احساس کند او از شما مهمتر است...حتی اگر تحصیلات یا شغل بهتری نسبت به شما داشته باشد. او را به یک بت تبدیل نکنید.

او یک مرد است، نه چیزی بیشتر، و نه کمتر.

اجازه ندهید مردی هویت و وجود شما را توصیف کند.

هیچوقت مرد کس دیگری را هم قرض نگیرید.

اگر به کس دیگری خیانت کرد، مطمئن باشید که به شما هم خیانت خواهد کرد.

مردها طوری با شما رفتار می کنند که خودتان اجازه می دهید رفتار کنند.

همه مردها بد نیستند.

نباید فقط شما همیشه انعطاف از خودتان نشان دهید...هر مصالحه ای دو جانبه است.

بین از دست رفتن یک رابطه و شروع یک رابطه جدید، به زمانی برای ترمیم و التیام نیاز دارید....قبل از شروع کردن یک رابطه تازه، مسائل قبلیتان را باید به کل فراموش کنید.

هیچوقت نباید دنبال کسی باشید که مکمل شما باشد. یک رابطه از دو فرد کامل تشکیل می شود. دنبال کسی باشید که مشابهتان باشد نه مکملتان.

شروع رابطه و قرار ملاقات با اشخاص مختلف جهت یافتن بهترین فرد خوب است. نیازی نیست که با هر کس که دوست می شوید همان فرد موردنظر شما برای ازدواج باشد.

کاری کنید که بعضی وقت ها دلش برایتان تنگ شود. وقتی مردی همیشه بداند که کجا هستید و همیشه در دسترسش باشید، کم کم نادیده تان می گیرد.

هیچوقت به مردی که همه آن چیزهایی که از رابطه می خواهید را به شما نمی دهد، به طور کامل متعهد نشوید.

این مطالب را برای بقیه خانم ها هم مطرح کنید.

بااینکار لبخند به لبان بعضی ها می آورید، بعضی ها را درمورد انتخابشان به فکر می اندازید و خیلی های دیگر را هم آماده می کنید.

می گویند یک دقیقه طول می کشد که یک فرد خاص را پیدا کنید، یک ساعت طول می کشد که او را تحسین کنید، یک روز تا دوستش بدارید و یک عمر تا فراموشش کنید.


تاريخ : دوشنبه سوم آذر 1393 | 20:9 | نویسنده : یاسر امیدوار |

ذهن زنان و ذهن مردان، تفاوت های زیادی دارد. آدم های موفق سعی می کنند این تفاوت های را بشناسند ، به رسمیت بشناسند و در زندگی حواس شان به این تفاوت ها باشد.

یکی از این تفاوت های مهم "دیوار حائل" است. همسران بهتر است با این تفاوت مهم آشنا شوند چرا که بسیاری از دعواها و اختلافات ریشه در این تفاوت دارد.

در ذهن مردها ، بین فضای زندگی خانوادگی و فضای کاری ، یک دیوار حائل وجود دارد. معنایش این است که وقتی مردی در محیط کارش هست ، فقط در محیط کارش هست! یعنی نمی تواند در همان زمان نسبت به خانواده واکنش عاطفی داشته باشد و مثلاً وقتی همسرش به او زنگ می زند، نمی تواند همانند یک شوهر مهربان با او مکالمه کند.

حتی وقتی یک مرد در خانه مشغول کارهای اداری اش هست ، باز سر و کله این دیوار پیدا می شود و بین کار و خانواده اش حائل می شود. بدین ترتیب وقتی سر او در پوشه های اداری است یا در رایانه اش پیگیر امور کاری اش است، نمی تواند نقش پدر یا همسر را به خوبی ایفا کند و همه اش هم تقصیر آن دیوار حائل است.

در ذهن زنان اما، خبری از دیوار حائل نیست. یک زن برخلاف مرد، این توانایی را دارد که همزمان کار اداری اش را انجام دهد و همزمان همسر و مادری باشد که گویا کار اداری ندارد.
در واقع ذهن زنان به آنها اجازه می دهد که در آنِ واحد، دو نقش کاری و خانوادگی را مدیریت کنند.


به طور خلاصه ، مردها در ذهن خود ، یک اتاق کار دارند و یک اتاق خانواده. اما زنان یک اتاق بزرگ دارند: اتاق کار و خانواده.

زنانی که این واقعیت را می دانند، همواره حواس شان به این هست که شوهرشان در کدام اتاق است. مثلاً اگر مرد مشغول کار است و او را صدا بزنند و مرد چندان توجهی نکند، حمل بر بی مهری او نمی کنند زیرا می دانند که مرد در اتاق کار است، نه در اتاق خانواده. بنابراین رفتارش را حمل بر توجهی به خود نمی کنند.

به همین خاطر است که مردان در تعطیلات و سفرها که به کلی از محیط کار دور می شوند، رفتارهای مطلوب تری دارند.

اگر زنان دیوار حائل را که در ذهن مردان وجود دارد به رسمیت بشناسند، قادر خواهند بود رفتارهای آنان را بهتر تحلیل کنند و از دست شان کمتر ناراحت شوند.



تاريخ : یکشنبه هجدهم آبان 1393 | 10:46 | نویسنده : یاسر امیدوار |

تمرین زیر در نظر اول آسان به نظر می رسد ولی ان قدرها نیز اسان نیست . این تمرین به شما کمک می کند وقتی به یک بد شانسی فکر می کنید یا نگران یک واقعه بد هستید احساسات منفی مناسب و نامناسب را از یکدیگر جدا کنید.
فرق گذاشتن بین نگرانی ،احتیاط و گوش به زنگی مناسب و اضطراب عصبی بودن و وحشت نامناسب . یک اتفاق خیلی بد یا یک بدشانسی بزرگ مثل بیکار شدن ،مجروح شدن در تصادف یا از دست دادن یک عزیز را در نظر بگیرید این اتفاق را خیلی صریح و وا ضح تجسم کنید چه احساسی دارید ؟ چه حرف هایی به خودتان زده اید که چنین احساسی پیدا کرده اید؟
وقتی نگرانی یا احتیاط شما مناسب بوده است مثلا به خودتان گفته اید (( من این بد شانسی را دوست ندارم ولی اگر اتفاق بیفتد با آن کنار می آیم)) (( اگر همسرم به شدت مریض شود یا بمیرد خیلی غم انگیز می شود ولی باز هم زنده هستم و می توانم خوشبخت باشم )) (( اگر بینایی خودم را از دست بدهم اگر چه معلول خواهم شد ولی هنوز چیزهای زیادی هست که از آنها لذت ببرم ))
ولی اگر احساس اضطراب ، عصبی بودن و وحشتزدگی نامناسب را داشته اید دنبال بایدها ،ضمانت ها ، فاجعه سازی ها ،نمی توانم تحمل کنم ها ، تحقیر خودها و احکام کلی زیر بگردید (( اگر بیکار شوم ، چون نباید بیکار شوم هرگز نمی توانم کار خوب دیگری گیر بیاورم و این نشان می دهد که در کل آدم بی عرضه ای هستم )) (( من باید ضمانتی داشته باشم که همسرم نباید بمیرد چون اگر بمیرد طاقت تنهایی را ندارم و برای همیشه بدبخت خواهم شد)) (( هرگز نباید بینایی خودم را از دست بدهم چون اگر کور شوم زندگیم افتضاح و وحشتناک خواهد شد و دیگر هیچ چیزی برایم لذت بخش نخواهد بود ))



تاريخ : یکشنبه هجدهم آبان 1393 | 10:32 | نویسنده : یاسر امیدوار |
قتی افراد با هرگونه مشکلی مواجه می شوند یا شکست می خورند، سرزنش، احساس گناه، تأسف خوردن و اضطراب مقداری انرژی منفی تولید می کند.

تعریف انرژی منفی با اصطلاحات علمی سخت است ولی مسلما هر کسی آن را تجربه کرده است.

این بدان مفهوم نیست که آنها بد یا منفی هستند ولی به این معناست که آنها با منبع درونی انرژی مثبت شان قطع رابطه کرده اند!شاید شما تجربه رفتن به جایی یا بودن با افرادی را دارید که باعث می شوند احساس بدی پیدا کنید؛ احتمالا احساس خستگی بکنید.

گرچه سخت است علت دقیق ناراحتی تان را معلوم کنید ولی به هر حال آن را احساس می کنید. در عوض، امکان دارد شما در کنار بعضی افراد خودبه خود احساس بهتربودن و داشتن آرامش بیشتر بکنید.

این تجربیات اتفاقی نیست؛ اینها نتیجه تبادل مشخص انرژی است. وقتی شخصی انرژی کمی دارد، فقط بودن با فرد دارای انرژی زیاد به او نیرو می دهد، در عین حال از انرژی خود آن شخص اندکی کاسته می شود. انتقال انرژی از شخصی به شخص دیگر موجب برقراری تعادل و توازن می شود.

مثلا اگر شما احساس خوبی دارید و با کسی که احساس بدی دارد ارتباط برقرار می کنید، بعد از مدتی آن فرد احساس بهتری پیدا می کند و احساس خوب شما کمتر خواهد شد. ممکن است این تغییر را خود احساس نکنید ولی طی چند ساعت یا چند روز متوجه می شوید که احساس خوبی ندارید. درک این تشابه به توضیح تبادل انرژی مثبت و منفی که همیش در جریان است، بیشتر کمک می کند.

● وقتی منفی بافی می کنیم چه اتفاقی می افتد



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه هجدهم آبان 1393 | 10:26 | نویسنده : یاسر امیدوار |

استانداردترین تست شخصیت شناسی


به این تست شک نکنید.. این آخرین و استانداردترین تست شخصیت شناسی است که این روزها در اروپا بین روانشناسان در جریان است. پاسخهایش هم اصلاً کار دشواری نیست. کافی است کمی به خودتان رجوع کنید. یک کاغذ و قلم هم کنار دستتان باشد که بتوانید امتیازهایی که گرفته اید را جمع بزنید. حاضرید؟

 

1) چه موقع از روز بهترین و آرام ترین احساس را دارید؟

 

الف _ صبح،

 

ب- عصر و غروب،

 

ج _ شب







ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه هجدهم آبان 1393 | 10:21 | نویسنده : یاسر امیدوار |



تاريخ : پنجشنبه سوم مهر 1393 | 7:52 | نویسنده : محمد شایق |



تاريخ : پنجشنبه سوم مهر 1393 | 7:48 | نویسنده : محمد شایق |



تاريخ : چهارشنبه دوم مهر 1393 | 12:33 | نویسنده : محمد شایق |



تاريخ : چهارشنبه دوم مهر 1393 | 12:33 | نویسنده : محمد شایق |



تاريخ : چهارشنبه دوم مهر 1393 | 8:4 | نویسنده : محمد شایق |

 



تاريخ : چهارشنبه دوم مهر 1393 | 7:42 | نویسنده : محمد شایق |



تاريخ : دوشنبه سی و یکم شهریور 1393 | 8:3 | نویسنده : محمد شایق |

قابل توجه آقارضا که همیشه از درس و مشق و مدرسه فراری هستش!!!!!!!!!!!!!!!!!!!



تاريخ : دوشنبه سی و یکم شهریور 1393 | 8:1 | نویسنده : محمد شایق |

قابل توجه آقا رضا که با جمعیت فراووون مخالفه!!!!!!!!!!!!!!!!



تاريخ : دوشنبه سی و یکم شهریور 1393 | 7:59 | نویسنده : محمد شایق |



تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393 | 9:29 | نویسنده : محمد شایق |



تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393 | 9:26 | نویسنده : محمد شایق |



تاريخ : پنجشنبه بیستم شهریور 1393 | 19:17 | نویسنده : محمد شایق |
ﺩﻩ ﻣﺮﺩ ﻭ ﯾﮏ ﺯﻥ ﺑﻪ ﻃﻨﺎﺑﯽ ﺁﻭﯾﺰﺍﻥ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻃﻨﺎﺏ ﺗﺤﻤﻞ ﻭﺯﻥ ﯾﺎﺯﺩﻩ ﻧﻔﺮ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺷﺖ

ﺑﺎﯾﺪ ﯾﮑﻨﻔﺮ ﻃﻨﺎﺏ ﺭﺍ ﺭﻫﺎ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭﮔﺮﻧﻪ ﻫﻤﻪ ﺳﻘﻮﻁ ﻣﯿﮑﺮﺩﻧﺪ

ﺯﻥ ﮔﻔﺖ : ﻣﻦ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﻋﻤﺮ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻋﺎﺩﺕ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺩﺍﻭﻃﻠﺒﺎﻧﻪ

ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﻭﻗﻒ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﻭ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﮐﻨﻢ ﻭ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﭼﯿﺰﯼ ﻣﻄﺎﻟﺒﻪ ﻧﮑﻨﻢ …

ﻣﻦ ﻃﻨﺎﺏ ﺭﺍ ﺭﻫﺎ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﭼﻮﻥ ﺑﻪ ﻓﺪﺍﮐﺎﺭﯼ ﻋﺎﺩﺕ ﺩﺍﺭﻡ .

 ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺳﺨﺖ ﺑﻪ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﺁﻣﺪﻧﺪ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﮐﻒ ﺯﺩﻥ ﮐﺮﺩﻧﺪ        

 نتیجه اخلاقی: ﺳﯿﺎﺳﺖ ﺧﺎﻧﻮﻡ ﻫﺎ ﺭﻭﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﺩﺳﺖ ﮐﻢ ﻧﮕﯿﺮﯾﺪ !!!



تاريخ : دوشنبه دهم شهریور 1393 | 20:53 | نویسنده : رضا ابویی |
مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.